<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>بانو خدیجه سلام الله علیها</title>
		<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>و کجاست مثل خدیجه؟</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/و-کجاست-مثل-خدیجه</link>
			<pubDate>18:52:00 +0430 جمعه، 4 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">631458@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​قلب پرمهرپيامبر (ص) هيچ گاه نام خديجه را از صفحه خويش پاك نكرد و چراغ مهروى را تا آخر عمر فروزان نگاه داشت. او دوستداران خديجه را دوست مى داشت. عايشه مى گويد: روزى خواهر خديجه خواست خدمت پيامبر بيايد. تا رسول خدا نام خديجه را شنيد، چشمانش برق زد. گفتم: چقدر زياد به فكرش هستى. پيرزنى بود كه مُرد و خدا بهتر از آن را به تو رسانده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پيامبر به شدت برآشفت و فرمود: والله بهتر ازخديجه روزى من نشده است. وقتى مردم مرا تكذيب كردند به من ايمان آورد و زمانى كه مردم ازانفاق ثروت خويش خوددارى مى كردند مال خود را انفاق كرد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پيامبر چنان شخصيت خديجه را بزرگ مى شمرد كه گفتارش ديگران را به شگفتى وامى داشت. عايشه مى گويد: به هيچ كس به اندازه خديجه حسرت نبردم، بهخاطر يادكرد پيامبرازاو. رسول خدا از خديجه چنان يادمى كرد كه گويا جز او زنى در عالم نبود. هيچ گاه پيامبرازخانه بيرون نمى رفت مگراينكه خديجه را مى ستود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پيامبر در سالگرد وفاتش اشك ريخت و او را دعاكرد. او به زنانش مى فرمود: فكرنكنيد مقامتان بالاتر ازاوست زمانى كه كافر بوديد، ايمان آورد و مادر فرزندانم است. آن بزرگوارروزى چهارخط بر زمين كشيد و پرسيد: مى دانيد چيست؟ حاضران اظهار بى اطلاعى كردند. حضرت فرمود: بافضيلت ترين زنان بهشت چهار نفرند: خديجه دخترخويلد، فاطمه دخترمحمد (ص)، مريم دخترعمران و آسيه دخترمزاحم همسر فرعون.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روزى به اصحاب فرمود: از مردان، تعداد بسيارى به كمال رسيدند و ازميان زنان به كمال نرسيدند مگرمريم دختر عمران، آسيه دخترمزاحم زن فرعون، خديجه دخترخويلد و فاطمه دخترمحمد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سالها بعد وقتى خواستند خبرخواستگارى على (ع) از فاطمه (ع) را به اطلاعش رسانند، گروهى از زنان به نزدش آمده، گفتند: با پدرو مادرهايمان فدايت شويم اى رسول خدا، براى كارى جمع شده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش روشن مى شد. تا نام خديجه برده شد، پيامبرگريست.‌ام سلمه پرسيد براى چه مى گرييد؟ فرمود:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;«خديجه واين مثل خديجه صدقتنى حين يكذبنى الناس وايدتنى على دين الله واعانتى عليه بمالها ان الله عزوجل امرنى ان ابشر خديجه بيت فى الجنة من قصر الزمرد لاصعب فيه ولانصب. »&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خديجه! و كجاست مثل خديجه؟ زمانى كه مردم تكذيبم كردند تصديقم كرد. بردين خدا ياريم نمود. و با مالش به كمكم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصرى زمردين بهشتى كه سختى و محنت در آن نيست بشارت دهم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;منابع&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;الاصابة فى تمييز الصحابة / تاريخ طبرى / اسلام وعقايد وآراء بشرى يا« اسلام و جاهليت » / قصص العرب / سير اعلام النبلاء / الاستيعاب / طبقات كبرى ابن سعد / سيره نبوى ابن هشام / اسد الغابه / تاريخ الخميس / الصحيح من سيرة النبى / نهاية الارب / الكامل فى التاريخ / بحارالانوار / سيرة حلبيه / امالى صدوق / المستدرك على صحيحين / نهج البلاغه / خطبه قاصعة / كشف الغمه / مناقب آل ابى طالب / الفصول المهمة / سفينة البحار&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/و-کجاست-مثل-خدیجه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​قلب پرمهرپيامبر (ص) هيچ گاه نام خديجه را از صفحه خويش پاك نكرد و چراغ مهروى را تا آخر عمر فروزان نگاه داشت. او دوستداران خديجه را دوست مى داشت. عايشه مى گويد: روزى خواهر خديجه خواست خدمت پيامبر بيايد. تا رسول خدا نام خديجه را شنيد، چشمانش برق زد. گفتم: چقدر زياد به فكرش هستى. پيرزنى بود كه مُرد و خدا بهتر از آن را به تو رسانده است.&nbsp;</p>

<p>پيامبر به شدت برآشفت و فرمود: والله بهتر ازخديجه روزى من نشده است. وقتى مردم مرا تكذيب كردند به من ايمان آورد و زمانى كه مردم ازانفاق ثروت خويش خوددارى مى كردند مال خود را انفاق كرد.&nbsp;</p>

<p>پيامبر چنان شخصيت خديجه را بزرگ مى شمرد كه گفتارش ديگران را به شگفتى وامى داشت. عايشه مى گويد: به هيچ كس به اندازه خديجه حسرت نبردم، بهخاطر يادكرد پيامبرازاو. رسول خدا از خديجه چنان يادمى كرد كه گويا جز او زنى در عالم نبود. هيچ گاه پيامبرازخانه بيرون نمى رفت مگراينكه خديجه را مى ستود.&nbsp;</p>

<p>پيامبر در سالگرد وفاتش اشك ريخت و او را دعاكرد. او به زنانش مى فرمود: فكرنكنيد مقامتان بالاتر ازاوست زمانى كه كافر بوديد، ايمان آورد و مادر فرزندانم است. آن بزرگوارروزى چهارخط بر زمين كشيد و پرسيد: مى دانيد چيست؟ حاضران اظهار بى اطلاعى كردند. حضرت فرمود: بافضيلت ترين زنان بهشت چهار نفرند: خديجه دخترخويلد، فاطمه دخترمحمد (ص)، مريم دخترعمران و آسيه دخترمزاحم همسر فرعون.&nbsp;</p>

<p>روزى به اصحاب فرمود: از مردان، تعداد بسيارى به كمال رسيدند و ازميان زنان به كمال نرسيدند مگرمريم دختر عمران، آسيه دخترمزاحم زن فرعون، خديجه دخترخويلد و فاطمه دخترمحمد.&nbsp;</p>

<p>سالها بعد وقتى خواستند خبرخواستگارى على (ع) از فاطمه (ع) را به اطلاعش رسانند، گروهى از زنان به نزدش آمده، گفتند: با پدرو مادرهايمان فدايت شويم اى رسول خدا، براى كارى جمع شده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش روشن مى شد. تا نام خديجه برده شد، پيامبرگريست.‌ام سلمه پرسيد براى چه مى گرييد؟ فرمود:&nbsp;</p>

<p>«خديجه واين مثل خديجه صدقتنى حين يكذبنى الناس وايدتنى على دين الله واعانتى عليه بمالها ان الله عزوجل امرنى ان ابشر خديجه بيت فى الجنة من قصر الزمرد لاصعب فيه ولانصب. »&nbsp;</p>

<p>خديجه! و كجاست مثل خديجه؟ زمانى كه مردم تكذيبم كردند تصديقم كرد. بردين خدا ياريم نمود. و با مالش به كمكم شتافت. خدا به من فرمان داد تا او را به قصرى زمردين بهشتى كه سختى و محنت در آن نيست بشارت دهم.</p>

<p>منابع</p>

<p>الاصابة فى تمييز الصحابة / تاريخ طبرى / اسلام وعقايد وآراء بشرى يا« اسلام و جاهليت » / قصص العرب / سير اعلام النبلاء / الاستيعاب / طبقات كبرى ابن سعد / سيره نبوى ابن هشام / اسد الغابه / تاريخ الخميس / الصحيح من سيرة النبى / نهاية الارب / الكامل فى التاريخ / بحارالانوار / سيرة حلبيه / امالى صدوق / المستدرك على صحيحين / نهج البلاغه / خطبه قاصعة / كشف الغمه / مناقب آل ابى طالب / الفصول المهمة / سفينة البحار</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/و-کجاست-مثل-خدیجه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/و-کجاست-مثل-خدیجه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=631458</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>به سوی معبود</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/به-سوی-معبود-1</link>
			<pubDate>18:47:00 +0430 جمعه، 4 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">631456@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​خديجه بيست وچهارسال با پيامبر زندگى كرد و سرانجام دربستربيمارى افتاد. پيامبر (ص) كه بربالين او حاضربود، ضمن گفتگوى با وى فرمود: خدا تو را با مريم دخترعمران و آسيه دخترمزاحم برابرى داده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وقتى روح خديجه به سوى جهان جاودان پركشيد پيامبرسخت گريست. چون درحجون قبرى برايش كندند، پيامبر خود به راه افتاد؛ همچنان كه اشك ازچشمانش مى باريد داخل قبر شد و خوابيد، افزونتر از قبل گريست و او را دعاكرد. آنگاه برخاست و با دست خويش همسرش را درقبرگذاشت. چون درآن زمان نماز ميت واجب نشده بود، نماز بر وى خوانده نشد. فاطمه، يادگارخديجه گرد پدرمى گشت، خود را به دامان او مى آويخت، بهانه مادر مى گرفت و دل دردمند پدر را آتش مى زد. پيامبرجزسكوت چيزى نداشت؛ جبرييل نازل شد و گفت: اى پيامبر، به فاطمه بگو خدا براى مادرت قصرى از لؤلؤ ساخته كه درونش آشكار است و درآنجا هيچ سختى و تلخى نيست.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به اين ترتيب فرشته الهى پايان رنجها و محنتهاى خديجه را اعلام كرد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;محققان زمان وفاتش را سه سال قبل ازهجرت مى دانند. در سال ۷۲۷ه. ق قبه اى بر قبر وى ساختند كه درسال ۱۳۴۴ه. ق به وسيله وهابيون ويران شد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/به-سوی-معبود-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​خديجه بيست وچهارسال با پيامبر زندگى كرد و سرانجام دربستربيمارى افتاد. پيامبر (ص) كه بربالين او حاضربود، ضمن گفتگوى با وى فرمود: خدا تو را با مريم دخترعمران و آسيه دخترمزاحم برابرى داده است.&nbsp;</p>

<p>وقتى روح خديجه به سوى جهان جاودان پركشيد پيامبرسخت گريست. چون درحجون قبرى برايش كندند، پيامبر خود به راه افتاد؛ همچنان كه اشك ازچشمانش مى باريد داخل قبر شد و خوابيد، افزونتر از قبل گريست و او را دعاكرد. آنگاه برخاست و با دست خويش همسرش را درقبرگذاشت. چون درآن زمان نماز ميت واجب نشده بود، نماز بر وى خوانده نشد. فاطمه، يادگارخديجه گرد پدرمى گشت، خود را به دامان او مى آويخت، بهانه مادر مى گرفت و دل دردمند پدر را آتش مى زد. پيامبرجزسكوت چيزى نداشت؛ جبرييل نازل شد و گفت: اى پيامبر، به فاطمه بگو خدا براى مادرت قصرى از لؤلؤ ساخته كه درونش آشكار است و درآنجا هيچ سختى و تلخى نيست.&nbsp;</p>

<p>به اين ترتيب فرشته الهى پايان رنجها و محنتهاى خديجه را اعلام كرد.&nbsp;</p>

<p>محققان زمان وفاتش را سه سال قبل ازهجرت مى دانند. در سال ۷۲۷ه. ق قبه اى بر قبر وى ساختند كه درسال ۱۳۴۴ه. ق به وسيله وهابيون ويران شد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/به-سوی-معبود-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/به-سوی-معبود-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=631456</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دعوت آشکار</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار-1</link>
			<pubDate>18:45:00 +0430 جمعه، 4 خرداد 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">631455@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​سه سال پس ازآغازبعثت، پيامبراكرم دعوتش را علنى ساخت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ابوطالب، خديجه وعلى (ع) با جان و دل از وى پشتيبانى كردند. خدمات حضرت خديجه دراين دوران ازدو جنبه قابل ارزيابى است. ۱- حمايت اجتماعى&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حضرت خديجه (س) به دليل وجهه مناسب اجتماعى توانست بارها پيامبررا از شر جهال برهاند؛ براى مثال پيامبر (ص) در ايام حج، بالاى كوه صفا رفت و با صداى بلند نداداد كه، اى مردم من فرستاده پروردگارم. آنگاه به كوه مروه رفت و سه بارسخن پيشين را تكراركرد. عربهاى متعصب هريك سنگى برداشته درپى پيامبر روانه شدند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ابوجهل سنگى پرتاب كرد كه به پيشانى رسول اكرم (ص) اصابت كرد، خون از پيشانى اش جارى شد. پيامبر به كوه ابوقبيس رفت، مشركان نيزدرپى او روانه شدند. حضرت على (ع) خود را به خديجه رساند و موضوع را به وى بازگفت. اشك برگونه هاى خديجه جارى شد، ظرفى ازغذا برداشت و براى يافتن پيامبرباعلى (ع) راهى كوهها و دشتها شد. جبرييل برپيامبر (ص) نازل شد و فرمود: از گريه خديجه ملايك به گريه آمدند. او را بخواه، سلام برسان، بگو خدا به تو سلام مى رساند. و او را به خانه اى بهشتى كه از نور زينت شده، بشارت بده.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خديجه و على پيامبر را يافته، به خانه آوردند. مردم به خانه خديجه حمله ورشده، خانه را سنگباران كردند. خديجه بيرون آمد وگفت: آيا از سنگباران كردن خانه زنى كه نجيب ترين قوم شماست، شرم نداريد؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مردم با شنيدن سخنانش پراكنده شدند و او براى مداواى همسرش به خانه بازگشت. پيامبراسلام (ص) سلام خدا را به وى رساند. اودرپاسخ گفت:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ان الله هو السلام و منه السلام وعلى جبرييل السلام وعليك يارسول الله السلام وبركاته. خدا خود سلام است وسلام از اوست و سلام برجبرييل و برتو اى رسول خدا، رحمت و بركات خداوند برتو باد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;۲- حمايتهاى عملى و مالى&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حضرت خديجه نه تنها ازاعتبارو موقعيت اجتماعى خود براى دفاع ازرسول اكرم سود مى برد، بلكه با ورود به صحنه هاى دشوار به دفاع ازحريم نبوت پرداخت. او خود در شعب ابى طالب حضوريافت. و همراه پيامبر سه سال درآنجا به سربرد. اين سه سال را مى توان سالهاى اوج فداكارى خديجه ناميد. او درطول سه سال تحريم اقتصادى تامين نيازهاى مالى مسلمانان را برعهده داشت. علاوه براموال خديجه، ثروت بستگان او مانند حكيم بن حزام نيز درجهت يارى دين محمدى (ص) صرف مى شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پيامبراكرم بارها فداكارى حضرت خديجه را مطرح ساخت و براين حقيقت كه او در راه اسلام از اموالش گذشت تاكيدكرد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​سه سال پس ازآغازبعثت، پيامبراكرم دعوتش را علنى ساخت.&nbsp;</p>

<p>ابوطالب، خديجه وعلى (ع) با جان و دل از وى پشتيبانى كردند. خدمات حضرت خديجه دراين دوران ازدو جنبه قابل ارزيابى است. ۱- حمايت اجتماعى&nbsp;</p>

<p>حضرت خديجه (س) به دليل وجهه مناسب اجتماعى توانست بارها پيامبررا از شر جهال برهاند؛ براى مثال پيامبر (ص) در ايام حج، بالاى كوه صفا رفت و با صداى بلند نداداد كه، اى مردم من فرستاده پروردگارم. آنگاه به كوه مروه رفت و سه بارسخن پيشين را تكراركرد. عربهاى متعصب هريك سنگى برداشته درپى پيامبر روانه شدند.&nbsp;</p>

<p>ابوجهل سنگى پرتاب كرد كه به پيشانى رسول اكرم (ص) اصابت كرد، خون از پيشانى اش جارى شد. پيامبر به كوه ابوقبيس رفت، مشركان نيزدرپى او روانه شدند. حضرت على (ع) خود را به خديجه رساند و موضوع را به وى بازگفت. اشك برگونه هاى خديجه جارى شد، ظرفى ازغذا برداشت و براى يافتن پيامبرباعلى (ع) راهى كوهها و دشتها شد. جبرييل برپيامبر (ص) نازل شد و فرمود: از گريه خديجه ملايك به گريه آمدند. او را بخواه، سلام برسان، بگو خدا به تو سلام مى رساند. و او را به خانه اى بهشتى كه از نور زينت شده، بشارت بده.&nbsp;</p>

<p>خديجه و على پيامبر را يافته، به خانه آوردند. مردم به خانه خديجه حمله ورشده، خانه را سنگباران كردند. خديجه بيرون آمد وگفت: آيا از سنگباران كردن خانه زنى كه نجيب ترين قوم شماست، شرم نداريد؟&nbsp;</p>

<p>مردم با شنيدن سخنانش پراكنده شدند و او براى مداواى همسرش به خانه بازگشت. پيامبراسلام (ص) سلام خدا را به وى رساند. اودرپاسخ گفت:&nbsp;</p>

<p>ان الله هو السلام و منه السلام وعلى جبرييل السلام وعليك يارسول الله السلام وبركاته. خدا خود سلام است وسلام از اوست و سلام برجبرييل و برتو اى رسول خدا، رحمت و بركات خداوند برتو باد.</p>

<p>&nbsp;۲- حمايتهاى عملى و مالى&nbsp;</p>

<p>حضرت خديجه نه تنها ازاعتبارو موقعيت اجتماعى خود براى دفاع ازرسول اكرم سود مى برد، بلكه با ورود به صحنه هاى دشوار به دفاع ازحريم نبوت پرداخت. او خود در شعب ابى طالب حضوريافت. و همراه پيامبر سه سال درآنجا به سربرد. اين سه سال را مى توان سالهاى اوج فداكارى خديجه ناميد. او درطول سه سال تحريم اقتصادى تامين نيازهاى مالى مسلمانان را برعهده داشت. علاوه براموال خديجه، ثروت بستگان او مانند حكيم بن حزام نيز درجهت يارى دين محمدى (ص) صرف مى شد.&nbsp;</p>

<p>پيامبراكرم بارها فداكارى حضرت خديجه را مطرح ساخت و براين حقيقت كه او در راه اسلام از اموالش گذشت تاكيدكرد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=631455</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دعوت آشکار</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار</link>
			<pubDate>17:20:00 +0430 سه شنبه، 25 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">627435@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​سه سال پس ازآغازبعثت، پيامبراكرم دعوتش را علنى ساخت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ابوطالب، خديجه وعلى (ع) با جان و دلازوى پشتيبانى كردند. خدمات حضرت خديجه دراين دوران ازدو جنبه قابل ارزيابى است. ۱- حمايت اجتماعى&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حضرت خديجه (س) به دليل وجهه مناسب اجتماعى توانست بارها پيامبررا از شرجهال برهاند؛ براى مثال پيامبر (ص) در ايام حج، بالاى كوه صفا رفت و با صداى بلند نداداد كه، اى مردم من فرستاده پروردگارم. آنگاه به كوه مروه رفت و سه بارسخن پيشين را تكراركرد. عربهاى متعصب هريك سنگى برداشته درپى پيامبر روانه شدند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ابوجهل سنگى پرتاب كرد كه به پيشانى رسول اكرم (ص) اصابت كرد، خون از پيشانى اش جارى شد. پيامبر به كوه ابوقبيس رفت، مشركان نيزدرپى او روانه شدند. حضرت على (ع) خود را به خديجه رساند و موضوع را به وى بازگفت. اشك برگونه هاى خديجه جارى شد، ظرفى ازغذا برداشت و براى يافتن پيامبرباعلى (ع) راهى كوهها و دشتها شد. جبرييل برپيامبر (ص) نازل شد و فرمود: از گريه خديجه ملايك به گريه آمدند. او را بخواه، سلام برسان، بگو خدا به تو سلام مى رساند. و او را به خانه اى بهشتى كه از نور زينت شده، بشارت بده.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خديجه و على پيامبر را يافته، به خانه آوردند. مردم به خانه خديجه حمله ورشده، خانه را سنگباران كردند. خديجه بيرون آمد وگفت: آيا از سنگباران كردن خانه زنى كه نجيب ترين قوم شماست، شرم نداريد؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مردم با شنيدن سخنانش پراكنده شدند و او براى مداواى همسرش به خانه بازگشت. پيامبراسلام (ص) سلام خدا را به وى رساند. اودرپاسخ گفت:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ان الله هو السلام و منه السلام وعلى جبرييل السلام وعليك يارسول الله السلام وبركاته. خدا خود سلاماست وسلام از اوست و سلام برجبرييل و برتو اى رسول خدا، رحمت و بركات خداوند برتو باد. ۲- حمايتهاى عملى و مالى&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حضرت خديجه نه تنها ازاعتبارو موقعيت اجتماعى خود براى دفاع ازرسول اكرم سود مى برد، بلكه با ورود به صحنه هاى دشوار به دفاع ازحريم نبوت پرداخت. او خود در شعب ابى طالب حضوريافت. و همراه پيامبر سه سال درآنجا به سربرد. اين سه سال را مى توان سالهاى اوج فداكارى خديجه ناميد. او درطول سه سال تحريم اقتصادى تامين نيازهاى مالى مسلمانان را برعهده داشت. علاوه براموال خديجه، ثروت بستگان او مانند حكيم بن حزام نيز درجهت يارى دين محمدى (ص) صرف مى شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پيامبراكرم بارها فداكارى حضرت خديجه را مطرح ساخت و براين حقيقت كه او در راه اسلام از اموالش گذشت تاكيدكرد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​سه سال پس ازآغازبعثت، پيامبراكرم دعوتش را علنى ساخت.&nbsp;</p>

<p>ابوطالب، خديجه وعلى (ع) با جان و دلازوى پشتيبانى كردند. خدمات حضرت خديجه دراين دوران ازدو جنبه قابل ارزيابى است. ۱- حمايت اجتماعى&nbsp;</p>

<p>حضرت خديجه (س) به دليل وجهه مناسب اجتماعى توانست بارها پيامبررا از شرجهال برهاند؛ براى مثال پيامبر (ص) در ايام حج، بالاى كوه صفا رفت و با صداى بلند نداداد كه، اى مردم من فرستاده پروردگارم. آنگاه به كوه مروه رفت و سه بارسخن پيشين را تكراركرد. عربهاى متعصب هريك سنگى برداشته درپى پيامبر روانه شدند.&nbsp;</p>

<p>ابوجهل سنگى پرتاب كرد كه به پيشانى رسول اكرم (ص) اصابت كرد، خون از پيشانى اش جارى شد. پيامبر به كوه ابوقبيس رفت، مشركان نيزدرپى او روانه شدند. حضرت على (ع) خود را به خديجه رساند و موضوع را به وى بازگفت. اشك برگونه هاى خديجه جارى شد، ظرفى ازغذا برداشت و براى يافتن پيامبرباعلى (ع) راهى كوهها و دشتها شد. جبرييل برپيامبر (ص) نازل شد و فرمود: از گريه خديجه ملايك به گريه آمدند. او را بخواه، سلام برسان، بگو خدا به تو سلام مى رساند. و او را به خانه اى بهشتى كه از نور زينت شده، بشارت بده.&nbsp;</p>

<p>خديجه و على پيامبر را يافته، به خانه آوردند. مردم به خانه خديجه حمله ورشده، خانه را سنگباران كردند. خديجه بيرون آمد وگفت: آيا از سنگباران كردن خانه زنى كه نجيب ترين قوم شماست، شرم نداريد؟&nbsp;</p>

<p>مردم با شنيدن سخنانش پراكنده شدند و او براى مداواى همسرش به خانه بازگشت. پيامبراسلام (ص) سلام خدا را به وى رساند. اودرپاسخ گفت:&nbsp;</p>

<p>ان الله هو السلام و منه السلام وعلى جبرييل السلام وعليك يارسول الله السلام وبركاته. خدا خود سلاماست وسلام از اوست و سلام برجبرييل و برتو اى رسول خدا، رحمت و بركات خداوند برتو باد. ۲- حمايتهاى عملى و مالى&nbsp;</p>

<p>حضرت خديجه نه تنها ازاعتبارو موقعيت اجتماعى خود براى دفاع ازرسول اكرم سود مى برد، بلكه با ورود به صحنه هاى دشوار به دفاع ازحريم نبوت پرداخت. او خود در شعب ابى طالب حضوريافت. و همراه پيامبر سه سال درآنجا به سربرد. اين سه سال را مى توان سالهاى اوج فداكارى خديجه ناميد. او درطول سه سال تحريم اقتصادى تامين نيازهاى مالى مسلمانان را برعهده داشت. علاوه براموال خديجه، ثروت بستگان او مانند حكيم بن حزام نيز درجهت يارى دين محمدى (ص) صرف مى شد.&nbsp;</p>

<p>پيامبراكرم بارها فداكارى حضرت خديجه را مطرح ساخت و براين حقيقت كه او در راه اسلام از اموالش گذشت تاكيدكرد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/دعوت-آشکار#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=627435</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>اظهار اسلام</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/اظهار-اسلام</link>
			<pubDate>17:17:00 +0430 سه شنبه، 25 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">627433@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​خديجه درهمان دوران دعوت پنهانى (سه سال اول) اسلام خود را اعلام كرد. ابويحيى بن عفيف ازپدرش و اوازجدش عفيف، كه تاجرمشهورى بود روايت كرده كه وقتى پاى به مسجدالحرام نهاد با منظره اى شگفت روبه رو شد او سه نفر را در حال نمازخواندن ديد. از ابن عباس درباره كردار آنها پرسيد. گفت: نفر نخست مدعى نبوت است، مرد پشت سرش على وآن زن هم همسر محمد (ص) خديجه است. غيراز اينها كسى را براين آيين سراغ ندارم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حضرت على (ع) خود خاطره آن روزها را چنين بيان مى كند: &amp;#8221; لم يجمع واحد يومئذ فىالاسلام غيررسول الله وخديجه وانا ثالثهما ارى نورالوحى والرسالة اشم ريح النبوة. &amp;#8220;كسى آنروز دراسلام جمع نشد غيرازرسول خدا، خديجه و من سومين آنها بودم. نوروحى و رسالت را مى ديدم و بوى نبوت را به مشام احساس مى كردم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وجود شخصيتهايى چون ابوطالب و خديجه، به اين دليل كه داراى موقعيت برتراجتماعى بودند، ازبار فشارهاى روانى و ظاهرى مشركان عليه آيين نوپاى محمدى (ص) تا حدود زيادى مى كاست. ابوطالب به خاطراينكه بتواند همچنان به يارى رسول خدا (ص) ادامه دهد ايمان خويش را پنهان داشت وموقعيت اجتماعى و قبيله اى خود را حفظ كرد. اما خديجه با شهامت تمام همراه على (ع) دراعلام موجوديت جامعه كوچك اسلامى شركت جست و ازموقعيت اجتماعى خويش چشم پوشى كرد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/اظهار-اسلام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​خديجه درهمان دوران دعوت پنهانى (سه سال اول) اسلام خود را اعلام كرد. ابويحيى بن عفيف ازپدرش و اوازجدش عفيف، كه تاجرمشهورى بود روايت كرده كه وقتى پاى به مسجدالحرام نهاد با منظره اى شگفت روبه رو شد او سه نفر را در حال نمازخواندن ديد. از ابن عباس درباره كردار آنها پرسيد. گفت: نفر نخست مدعى نبوت است، مرد پشت سرش على وآن زن هم همسر محمد (ص) خديجه است. غيراز اينها كسى را براين آيين سراغ ندارم.&nbsp;</p>

<p>حضرت على (ع) خود خاطره آن روزها را چنين بيان مى كند: &#8221; لم يجمع واحد يومئذ فىالاسلام غيررسول الله وخديجه وانا ثالثهما ارى نورالوحى والرسالة اشم ريح النبوة. &#8220;كسى آنروز دراسلام جمع نشد غيرازرسول خدا، خديجه و من سومين آنها بودم. نوروحى و رسالت را مى ديدم و بوى نبوت را به مشام احساس مى كردم.&nbsp;</p>

<p>وجود شخصيتهايى چون ابوطالب و خديجه، به اين دليل كه داراى موقعيت برتراجتماعى بودند، ازبار فشارهاى روانى و ظاهرى مشركان عليه آيين نوپاى محمدى (ص) تا حدود زيادى مى كاست. ابوطالب به خاطراينكه بتواند همچنان به يارى رسول خدا (ص) ادامه دهد ايمان خويش را پنهان داشت وموقعيت اجتماعى و قبيله اى خود را حفظ كرد. اما خديجه با شهامت تمام همراه على (ع) دراعلام موجوديت جامعه كوچك اسلامى شركت جست و ازموقعيت اجتماعى خويش چشم پوشى كرد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/اظهار-اسلام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/اظهار-اسلام#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=627433</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ایمان خدیجه</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/ایمان-خدیجه</link>
			<pubDate>17:16:00 +0430 سه شنبه، 25 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">627432@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​حذيفه: &amp;#8220;خديجه (س) سابقه نساءالعالمين الى الايمان بالله وبمحمد (ص) &amp;#8220;. خديجه (س) در بين زنان اولين زني بود كه به خدا ومحمد (ص) ايمان آورد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ابن عباس: &amp;#8221; كانت خديجة (س) بنت خويلد اول من آمن بالله ورسوله وصدق محمدا فيما جاء بهعن ربه. &amp;#8220;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خديجه (س) اولين كسى بود كه به خدا و رسول (ص) ايمان آورد. و محمد (ص) را، در آنچه از سوى خدايش آورده بود، تصديق كرد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ابن هشام: &amp;#8221; آمنت به خديجه (س) بنت خويلد وصدقت بماجاء مناللهووازرته على امره وكانت اول من آمن بالله وبرسوله وصدق بما جاء منه. &amp;#8220;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خديجه دختر خويلد به او [محمد] ايمان آورد وآنچه را ازطرف خدا آورده تصديق كرد، او را در كارش يارى داد. واولين كسى بود كه به خدا ورسول ودرستى آنچه آورده بود ايمان آورد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مسلم: &amp;#8221; كانت خديجه وزيره صدقعلىالاسلام كان يسكن اليها. &amp;#8220;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خديجه وزيرپيامبربود، اسلام را تصديق كرد وپيامبربه واسطه اوآرامش مى يافت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;طبرى: &amp;#8221; فلما اكرم رسول الله بنبوته آمنت به خديجه. &amp;#8220;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وقتى پيامبربه نبوت تشرف يافت، خديجه به او ايمان آورد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/ایمان-خدیجه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​حذيفه: &#8220;خديجه (س) سابقه نساءالعالمين الى الايمان بالله وبمحمد (ص) &#8220;. خديجه (س) در بين زنان اولين زني بود كه به خدا ومحمد (ص) ايمان آورد.&nbsp;</p>

<p>ابن عباس: &#8221; كانت خديجة (س) بنت خويلد اول من آمن بالله ورسوله وصدق محمدا فيما جاء بهعن ربه. &#8220;&nbsp;</p>

<p>خديجه (س) اولين كسى بود كه به خدا و رسول (ص) ايمان آورد. و محمد (ص) را، در آنچه از سوى خدايش آورده بود، تصديق كرد.&nbsp;</p>

<p>ابن هشام: &#8221; آمنت به خديجه (س) بنت خويلد وصدقت بماجاء مناللهووازرته على امره وكانت اول من آمن بالله وبرسوله وصدق بما جاء منه. &#8220;&nbsp;</p>

<p>خديجه دختر خويلد به او [محمد] ايمان آورد وآنچه را ازطرف خدا آورده تصديق كرد، او را در كارش يارى داد. واولين كسى بود كه به خدا ورسول ودرستى آنچه آورده بود ايمان آورد.&nbsp;</p>

<p>مسلم: &#8221; كانت خديجه وزيره صدقعلىالاسلام كان يسكن اليها. &#8220;&nbsp;</p>

<p>خديجه وزيرپيامبربود، اسلام را تصديق كرد وپيامبربه واسطه اوآرامش مى يافت.&nbsp;</p>

<p>طبرى: &#8221; فلما اكرم رسول الله بنبوته آمنت به خديجه. &#8220;&nbsp;</p>

<p>وقتى پيامبربه نبوت تشرف يافت، خديجه به او ايمان آورد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/ایمان-خدیجه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/ایمان-خدیجه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=627432</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>عظمت بانو</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/عظمت-بانو</link>
			<pubDate>10:20:00 +0430 دوشنبه، 24 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">626889@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​آنچه بر عظمت اين خدمت مى افزايد اين است كه هيچ گاه خود از راحتى ظاهرى مطلوبى برخوردار نشد، نه آن زمان كه با رسول خدا (ص) ازدواج كرد و طعن و ملامت شنيد و نه در مراحل ديگر. تاريخ بهخوبى اسم برخى از آزاردهندگان و برهم زنندگان آرامش خانه رسول (ص) را ثبت كرده است. &amp;#8220;ابولهب، حكم بنعاص بن اميه، عقبة بن ابى معيط، عدى بن حمراثقفى و ابن الاصداء هذلى همسايگانى بودند كه آزارش مى دادند. و آسايش را ازخانه وى سلب مى كردند. يكى از اينان، هنگامى كه پيامبر (ص) درحال نماز بود، رحم گوسفندى را برسرآن بزرگوار انداخت. يك بار نيز شخصى خاك برسرآن حضرت ريخت، پيامبر (ص) با همان حال به خانه رفت. وضع پريشان پدرهمه را در نگرانى و اندوه فروبرد. يكى ازدختران رسول (ص) بپاخاست، خاك از سر پدر زدود و گريست. پدر گفت: دختركم گريه نكن خداوند نگاهبان پدرت است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جُهال عرب براى انتقام ازپيامبر (ص) تصميم گرفتند بستگان وى را از خانه هايشان بيرون كنند. ازاينرو دختر خديجه (س) را طلاق دادند و ضربه اى ديگر به سرورزنان قريش واردساختند. بااين حال بانوى پارساى پيامبر (ص) با درايت و صبرمحيط خانه را آرام مى ساخت و حتى براى رفع ناراحتى هاى پيامبر (ص) تلاش مى كرد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/عظمت-بانو&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​آنچه بر عظمت اين خدمت مى افزايد اين است كه هيچ گاه خود از راحتى ظاهرى مطلوبى برخوردار نشد، نه آن زمان كه با رسول خدا (ص) ازدواج كرد و طعن و ملامت شنيد و نه در مراحل ديگر. تاريخ بهخوبى اسم برخى از آزاردهندگان و برهم زنندگان آرامش خانه رسول (ص) را ثبت كرده است. &#8220;ابولهب، حكم بنعاص بن اميه، عقبة بن ابى معيط، عدى بن حمراثقفى و ابن الاصداء هذلى همسايگانى بودند كه آزارش مى دادند. و آسايش را ازخانه وى سلب مى كردند. يكى از اينان، هنگامى كه پيامبر (ص) درحال نماز بود، رحم گوسفندى را برسرآن بزرگوار انداخت. يك بار نيز شخصى خاك برسرآن حضرت ريخت، پيامبر (ص) با همان حال به خانه رفت. وضع پريشان پدرهمه را در نگرانى و اندوه فروبرد. يكى ازدختران رسول (ص) بپاخاست، خاك از سر پدر زدود و گريست. پدر گفت: دختركم گريه نكن خداوند نگاهبان پدرت است.&nbsp;</p>

<p>جُهال عرب براى انتقام ازپيامبر (ص) تصميم گرفتند بستگان وى را از خانه هايشان بيرون كنند. ازاينرو دختر خديجه (س) را طلاق دادند و ضربه اى ديگر به سرورزنان قريش واردساختند. بااين حال بانوى پارساى پيامبر (ص) با درايت و صبرمحيط خانه را آرام مى ساخت و حتى براى رفع ناراحتى هاى پيامبر (ص) تلاش مى كرد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/عظمت-بانو">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/عظمت-بانو#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=626889</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>خدیجه و رسالت غیر علنی</title>
			<link>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/خدیجه-و-رسالت-غیر-علنی</link>
			<pubDate>10:19:00 +0430 دوشنبه، 24 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>مائده</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">626888@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;​خديجه (س) پيوسته درانتظاردرخشش انوار نبوت ازسيماى مهربان همسرش بود از اينرو وقتى پيامبرازغارحرا به خانه آمد و ماجراى نزول فرشته وحى را برايش بازگفت، بى درنگ آن را تاييدكرد و به درستى گفتار پيامبرايمان آورد. او گفت: اى پسرعمو، شاد و ثابت قدم باش. سوگند به كسى كه جان خديجه دردست اوست، من اميدوارم تو پيامبر اين امت باشى.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حضرت خديجه (س) در تمام مراحل زندگيش با پيامبر گرامي اسلام يار وآرام بخش ايشان بود. البته جايي براي تعجب وجود ندارد چرا كه درمحدوده روابط سالم خانوادگى اين كارمنطقى و آرمانى است؛ روابطى كه آيين اسلام نيزبه آن تاكيد نموده است. &amp;#8220;هوالذى خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها. &amp;#8221; (روم/۲۱) او كسى است كه براى شما ازخودتان زوجهايى آفريد تا آرامش يابيد. نمونه هاى متنوعى ازايجاد آرامشدر زندگى خديجه (س) و پيامبر اكرم (ص) وجود دارد. ابن هشام مى نويسد:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;#8220;خديجه (س) به پيامبر (ص) ايمان آورد، گفتارش را تصديق كرد واو را يارى داد واولين شخصى است كه به خدا و رسولش و درستى آيات الهى ايمان آورد. خداوند به اين طريق به پيامبرش آرامش داد به نحوى كه هيچ خبر ناراحت كننده اى ازقبيل رد و تكذيب را نمى شنيد مگراينكه خداوند به واسطه خديجه (س) گشايشى برايش ايجاد مى كرد. وقتى خدا پيامبرش را به خديجه (س) برمى گرداند، او را ثابت قدم مى كرد؛ دشواريها را براو آسان مى كرد و تصديقش كرده، كار مردم را برايش آسان مى ساخت رحمت خدا براو باد. &amp;#8220;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/خدیجه-و-رسالت-غیر-علنی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>​خديجه (س) پيوسته درانتظاردرخشش انوار نبوت ازسيماى مهربان همسرش بود از اينرو وقتى پيامبرازغارحرا به خانه آمد و ماجراى نزول فرشته وحى را برايش بازگفت، بى درنگ آن را تاييدكرد و به درستى گفتار پيامبرايمان آورد. او گفت: اى پسرعمو، شاد و ثابت قدم باش. سوگند به كسى كه جان خديجه دردست اوست، من اميدوارم تو پيامبر اين امت باشى.&nbsp;</p>

<p>حضرت خديجه (س) در تمام مراحل زندگيش با پيامبر گرامي اسلام يار وآرام بخش ايشان بود. البته جايي براي تعجب وجود ندارد چرا كه درمحدوده روابط سالم خانوادگى اين كارمنطقى و آرمانى است؛ روابطى كه آيين اسلام نيزبه آن تاكيد نموده است. &#8220;هوالذى خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها. &#8221; (روم/۲۱) او كسى است كه براى شما ازخودتان زوجهايى آفريد تا آرامش يابيد. نمونه هاى متنوعى ازايجاد آرامشدر زندگى خديجه (س) و پيامبر اكرم (ص) وجود دارد. ابن هشام مى نويسد:&nbsp;</p>

<p>&#8220;خديجه (س) به پيامبر (ص) ايمان آورد، گفتارش را تصديق كرد واو را يارى داد واولين شخصى است كه به خدا و رسولش و درستى آيات الهى ايمان آورد. خداوند به اين طريق به پيامبرش آرامش داد به نحوى كه هيچ خبر ناراحت كننده اى ازقبيل رد و تكذيب را نمى شنيد مگراينكه خداوند به واسطه خديجه (س) گشايشى برايش ايجاد مى كرد. وقتى خدا پيامبرش را به خديجه (س) برمى گرداند، او را ثابت قدم مى كرد؛ دشواريها را براو آسان مى كرد و تصديقش كرده، كار مردم را برايش آسان مى ساخت رحمت خدا براو باد. &#8220;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/خدیجه-و-رسالت-غیر-علنی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/خدیجه-و-رسالت-غیر-علنی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://banookhadijeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=626888</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
